تبليغاتX
بوف تنهایی من
تا نه تصور کنی که من از تو صبورم...

 

 

 

 برای گفتن من شعر هم به گل مانده


نمانده عمری و صدها سخن به دل مانده


صدا که مرهم فریاد بود زخم مرا


به پیش درد عظیم دلم خجل مانده


از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست


گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست


سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم


هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست

در حسرت دیدار تو آواره ترینم

هرچند که تا منزل تو فاصله ای نیست...

"به یاد تمام نوجوانی و جوانی زودگذرم..."

+ نوشته شده در  87/11/07ساعت 10:10  توسط بوف |