![]() |
![]() |
|
| تا نه تصور کنی که من از تو صبورم... |
|
۲۶ تیر ماه ۱۳۸۷ ساعت ۳ بعداز ظهر الی ۱۲ شب!!!
دلخوش-شاد-خوشبخت |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط بوف |
|
|
بهترین مادربزرگ دنیا بود... و من بی معرفت ترین نوه دنیا چون... "اصل حال مهسا خانوم چطوره؟!" آخرین باری که پارسال دیدمش با هم باباکرم و خوندیم... روحش شادوناتنها |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط بوف |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط بوف |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط بوف |
|
|
میخوان خرابش کنن رو سر من داره آوار میشه ۲۳سال خاطره... هنوز ۱۰ روز مونده تا سال صاحبخونش...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط بوف |
|
|
عشق داغی است که تا مرگ نیاید نرود هرکه بر چهره از این داغ نشانی دارد... دل نشان شد سخنت تا تو قبولش کردی آری آری سخن عشق نشانی دارد...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط بوف |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط بوف |
|
|
کاش میشد بغض و نوشت،نقاشی اش کرد...
صدای بارون و تو کاغذ نوشت...
بوی این هوای بارونی رو ریخت تو شیشه تا هر وقت دلت گرفت بوش کنی...
کاش میشد دلتنگی رو با کلمات بیان کرد،جوری که از سنگینی بار سینه ات و بغض گلوت کم کنه...
کاش میشد تو کاغذ داد زد و نوشت تا خالی شد...
کاش گریه هم نوشتنی بود...
کاش میشد اراده کرد و مرد...!
چقدر خسته ام...
چقدر همه چیز تهوع آوره...
چقدر همه چیز غیر قابل تحمله...
چقدر...
چرا اینقدر نفس کشیدن سخته؟!
چرا احساس بدبختی میکنم!؟
چرا اینهمه احساس بیخود بودن دارم؟!
چرا گریه نمیکنم؟
چرا داد نمیزنم؟
چرا نمیتونم حرف بزنم؟
من فقط خستم،همین!
من فقط دلم میخواد بمیرم،همین! خیلی خواسته زیادیه...!؟
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط بوف |
|
|
از تو دیگر نه پیامی... نه پیامی... نه پیامی... نه حضوری...
پیوست: "...؟!"
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط بوف |
|
|
این روزا مطمئن شدم که اگر به دنیا نمیومدم یا زودتر میمردم یا کلا نبودم یا نباشم به نفع تمام بشریت است!
دعا میکنیم!!!
التماس دعا
با افتخار :
من زیادی هستم!
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط بوف |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|