![]() |
![]() |
|
| تا نه تصور کنی که من از تو صبورم... |
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط بوف |
|
|
هو...
هوا خوبه و فاز میده
تو که موندی روزای من رنگی شده
دل من عاشق دلتنگی شده
غم به اون غمگینی نیست
غصه به اون سنگینی نیست
گریه دیگه پنهونی نیست
دل به اون داغونی نیست!!!
اینارو فردمنش داره میخونه یه روزایی حال میکردم با آهنگاش الان واسه گذروندن وقت دارم گوش میکنم نه اینکه من کنکور ندارم و نباید درس بخونم واسه همین آهنگ گوش میکنم زمان بگذره یه وقت حوصلم سر نره!!!
حرف میزنیم یا صفحه سیاه میکنیم شایدم زرزر میکنیم
چند روز پیش یکی از دوستام یه شعر واسم گفت (واسه من؟!) نمیدونم واسه من بود یا من به خودم گرفتم در هر حال حال خوبی داد ولی من اینجا نمینویسم تا کلهمم همه دلشون بسوزه!!!
سکوت میکنیم!!!
روزها میرویم کتابخانه خفه خوان میگیریم که ملت درس بخوانند ما از پنجره جماعت را تماشا کرده و به قشر جوان و شاد و سرزنده و... مملکتمان این نوجوانان ۱۵ ساله که حق انتخاب دارند و این حق از این جوانان فهمیده دریغ شد و نتونستند رای بدن و من چقدر غصه شان را خوردم و سنگشان را به سینه زدم!!!غبطه میخورم!!! یک آن فکر کردم هرچی نوشتم پرید داشتم یه غصه دیگه هم واسه خودم جور میکردم نشد!!!
بالای ابروم تیر میکشه هر آن فکر میکنم چشمم چپ میشه از درد !!!
این فردمنش با این آلبومش میخواست دل چه قشری از جامعه رو بدست بیاره؟!
و رمانتیک!!!(یادم رفت این اصل مهم را!!!)
به به!!!
و دیگر هیچ!!!شاید!!!
یه آلبوم موسیقی دارم بدون کلام به نام کولی کوبی محشره
فقط به درد این میخوره صدارو بچسقونی(!!!) تهش و حال کنی!!!جااااااااااااااااااااااااااااان(البته الان دارم فردمنش گوش میکنم و خودم و مسخره!!!)
دردت به جونم ای گل تو در فراغ بلبل رنگ از رخت پریده جون به لبت رسیده طاقت بیار عزیزم میگذره این دو روزم تو شاه گل گلایی خاطر خاته هنوزم زر میزنه این فردمنش!!!طرف رفته زن گرفته این هنوز میگه خاطرخاته!!!
میاد که داغت کنه دوباره چاقت کنه یکی بیاد دهن این و ببنده دیگه داره میره رو اعصابم!!!
همین روزاست بخونه که عاشقت میمونه (یحتمل طلاق میگیره!!!) همین روزاست دوباره که حس کنی بهاره!!! اینا واسه بهاره بود کسی به خودش نگیره بسته دیگه برم یه عکس پیدا کنم بیام بزارم تنگش آپ کنم اینجارو!!!
حس دنبال عکس گشتن ندارم!!! هویجوری می آپیم!!!
خاطرخاته هنوزم
جــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان!!!
خوش
ميخندم ميخندم
من بر دنيا ميخندم
بر دنيا
اين زيبا
من چون گلها ميخندم
گل من رفتي به كجا
كردي دلخون تو مرا
چو شوي از من تو جدا
من ميميرم به خدا
در پايت جان ريزم
از قهرت نگريزم
با لبحندي شادم كن
با پيغامي يادم كن
من شام خاموش تو
تو صبح خندان من
نقش غم افزا دارد
آغازو پايان من
به خدااااااااااااااااااااااااااااااااااا
به خدااااااااااااااااااااااااااااااااااا
من موجي سرگردانم
من دردي بي پايانم
با عشق و ناكامي ها هم عهد و هم پيمانم
وصل تو باشد درمانم
نگهت زد آتش برجانم
تو را جويم
توراخواهم
من از تو دوري نتوانم
وفا جويم
صفا خواهم
بيا بنشين بر دامانم
آخر شب شد
حس گریه داره قلقلک میده دارم الان فرهاد گوش میکنم نمیدونم چرا فقط
مرغ سحر و داره میخونه بیخیال خوبه حال میده بارن میاد؟!نمیدونم حسش
نیست برم نگاه کنم یکی پیدا کنم بیاد من و دوست داشته باشه!!!کمبود
محبت پیدا کردم!!!
آشيانم داده بر باد
ای خدا ای فلک ای طبیعت شام تاریک مارا سحر کن پر ثمر کن نو بهار
است گل به بار است ابر چشمم ژاله بار است این قفس چون دلم تنگ و تار
است شعله فکن بر قفس ای آه اتشین دست طبیعت گل عمر مرا مچین
جانب عاشق نگه ای تازه گل از این بیشتر کن مرغ بیدل شرح هجران
مختصر مختصر كن
همزمان نوشتن خوب بود حال داد
حالا یه آهنگ تصویری از خواهران غیر مسلمان!!!
برادران غیر مسلمان هم هستند!!!
گریه کنم؟!شعر بزارم؟!بنویسم!؟چیکار کنم!؟
دست درد قلبم هم درد میکنه
(؟!)میکنه
لبم هر روز از آن لحظه که تو روی لب های تنم بوسه زدی رنگ لبهای تو را با خود داشت باز درآن خاطره از شهر قشنگ روی لبهای تو من بوسه زدم کاش من آن لب بودم و تو هر روز از آن رنگ قشنگ زره ای بوسه به من می دادی من هنوز از لب تو زیر آن خاطره ها
لحظه گم شدنم را می پایم
شاید آن لحظه تو از بوسه مرا یاد کنی
وبه تاریکی یک جرئه سکوت رنگ دیگر به لبانم بزنی
باز دلم می خواهد
زیر آن رنگ قشنگ
بوی لبهای تو آنجا باشد
تا تو هر روز مرا رنگ کنی
شاید آن لحظه تو از پشت سکوت
با همان بوسه مرا خواب کنی
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط بوف |
|
|
خراب اندر خرابیم . . . . ؟! |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط بوف |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|